روز بیست و یکم : او

احساس جدیدی را در خود می بینم . احساس فراموش کردن ! از یاد بردن تو و شماهای گذشته ! این فراموشی هرزگی نیست ! این فراموشی برای ان است که او آمده ، او آمده تا مرا برهاند ، از بند تو و شماهای گذشته !

حضور او اتفاقی نیست ، شاید یک معجزه ! شاید پاداش یک کار خیر ! شاید دوست داشتن خدا شاید هم همان واژه ایست که در مقدمه به آن اشاره کردم " قسمت " ! نمیدانم چیست ؟ ولی هر چه هست این حس و او را دوست دارم !

این چیزی را که میخواهم بگویم خنده همه حتی خودم را هم بر می انگیزد ؛ شروع اسم شما با " ن " و شروع اسم او با " ی " ؛ در زبانی به غیر از این زبان ؛ این دو حرف شروع دو کلمه " نه " و " بلی " است ؛ اسم شما یعنی " نه " به آنچه اتفاق افتاد و اسم او یعنی " آری " به آنچه که میخواهد اتفاق بیفتد !

امیدوارم هر آنچه از خوبی و شادی برای من و شماهای گذشته اتفاق نیفتاد ، برای من و او اتفاق بیفتد!

/ 0 نظر / 4 بازدید